یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

به دنیا اومدن خواهر جونم،ثنا

هورااااااااااااااا بلاخره خواهر کوچولوت به دنیا اومد عشق مامان:یسنا گلی بلاخره انتظارا تموم شد و ثنا کوچولو قدمای نازنینش رو چشمای مامان ،بابا گذاشت و به دنیا اومد آجی جونت اول فروردین ساعت 8 به دنیا امد وبابا جون شما رو بعداز سال تحویل یعنی حدودا ساعت سه بردش خونه عمه زهرا . تا ظهر اونجا بودی و بعدظهر به همراه به همراه عمه و فاطمه و باباجی و مامان رعنا اومدین ملاقات و واسه اولین بار آجی جونت رو دیدی شبم با بابایی رفتی خونه مامان رعنا و اونجا بودی و فرداش هم من و آجی جونی با یه هدیه خوشگل اومدیم خونهو تو رو سوپرایز کردیم خواهر شدنت مبارک عزیزترینممممممم اینم از عکسایاجی جونت ...
8 شهريور 1398

نوروز98

دختر نازنینم:یسنا عید نوروز امسال هم فرارسید اما عید امسال یه فرق اساسی با عیدای دیگه داره برامون،اونم به دنیا اومدن خواهر کوچولوی شماست. امسال شب سال تحویل مامانی جونی و دایی هم اومدن خونه ما تا سال رو با هم تحویل کنیم امیدوارم سالی پراز شادی و سلامتی و خوشی و حال خوب باشه واست مادر عاشقتممممممممممممممم   ...
7 مرداد 1398

اولین بار که رفتی آرایشگاه

دختر عزیزتر از جونم:یسنا جان امروز برای اولین بار رفتیم آرایشگاه تا موهات رو یه خورده مرتب کنیم از وقتی به دنیا اومدی خودم برات هرچند وقت یک بار پایین موهات رو کوتاه میکردم ولی تازگی ها خیلی موهات گره میخورد و ما هم تصمیم گرفتیم یه خورده موهات رو کوتاه و مرتب کنیم یا به قول خودت گره هاش رو بزنیم مبارکت باشه دخترم دخترکم منتظره نوبتش بشه مبارکت باشه فدای موهای قشنگت من که سیر نمیشم از دیدنت همه زندگیم...
21 اسفند 1397

راهپیمایی 22بهمن97

دختر عزیزتر از جونم:یسنا خانومی امسال 22 بهمن با بابایی و مامان رعنا و خونواده عمو هاشم و فاطمه گلی رفتی راهپیمایی مامان هم به خاطر شرایطش نتونست همراهت بیاد ولی حسابی بهتون خوش گذشت و بعدشم ظهر رفتیم خونه مامان رعنا به رسم هر سال آبگوشت زدیم به بدن و تا شب کلی با بچه ها بازی کردین اینم عکس شما با عمو هاشم مهربون راهپیمایی22بهمن97...
30 بهمن 1397

تولد33سالگی بابایی جونم

تولدت مبارککککک بهترین بابای دنیا دختر عزیزم یسنا جونی: هرچی بزرگتر میشی بیشتر عاشق تولد گرفتنی،از چند روز قبل همش منتظر تولد بابایی بودی و براش با گل ،هدیه درست کردی بابایی مهربون 33سالگیت مبارکککک ...
30 بهمن 1397

عید فطر

همه زندگیم:یسنا گلی عیدت مبارک عزیزم دخترم شم دیشب تازه ساعت 2 خوابیدی و منم واسه اینکه اذیت نشی به بابایی گفتم تنهایی بره نماز و بابایی رو صبح راهی کردم رفت مصلا. بعدش دیدم ساعت 6 خودت بیدار شدی کفتی بریم مسجد ،ازت پرسیدم خوابت نمیاد،گفتی نه منم خیلی خوشحال شدم و دوتایی آماده شدیم و رفتیم مسجد محلمون و باهم نماز خوندیم و بعدش شما کفتی بریم پارک،منم گفتم چشم دخترم رفتیم پارک و ساعت 8 صبح فقط من و تو ،تو مارک بودیم حسابی بهمون چسبید امروز یسنای من تو بزرگ ترین و بهترین هدیه و تعمتی هستی که خدا به من و بابایی داده خرایا هزاران هزار بار شکرت
25 خرداد 1397

روز پدر

بابایی عزیزم،بابایی مهربونم،بابایی جونیم،روزت مبارک انشالله صدو بیست سال سایت بالای سر من و مامانی باشه دوست دارم بهترین بابای دنیااااااااااا...
22 فروردين 1397

22بهمن

دختر گلم:یسنا خانوم امسال هم رفتیم راهپیمایی. رفتیم با ماشین تا پل چوبی و از اونجا پیاده تا میدان فردوسی رفتیم و تو راه برگشت هم عمو هاشمینا رو دیدیم و با هم رفتیم خونه مامان رعنایینا و شما تا شب با هم بازی و شادی کردین و آتیش سوزوندین ...
21 اسفند 1396

برف بازی

دختر عزیز از جونم:یسنا نفس بلاخره برف اومد و دل همه رو شاد کرد، حسابی همه شاد و خوشحال بودن،از شب قبلش من که حسابی ذوق داشتم که برف بیاد حتی شب تا صبح چند بار بیدار شدم و رفتم دم پنجره ببینم برف میاد یا نه صبح بیدار شدیم و دیدیم بله کلی همه جا سفید پوش شده و شما اولش تعجب کردی و میگفتی مامان درختا الان دردشون میگیره ،ولی بهت گفتم پنجره رو باز کن و به برف ها دست بزن ،وقتی برفا رو دست زدی کلی کیف کردی باهم زود صبحانه خوردیم و کارای خونه رو کردیم و ناهارم برام ماکارانی که عاشقشی درست کردیم و زنگ زدیم به محمدجوادینا و باهاشون هماهنگ کردیم و رفتیم تو حیاط برف بازی خیلی حال داد شاید به من بیشتر از تو ،چون برف بازی و آدم برفی درست کردن ...
10 بهمن 1396

باغ وحش ارم

عزیزدل مامان: یسنا  گلی جمعه صبح از خواب بیدار شدیم و با عمویینا هماهنگ کردیم و راه افتادیم به سمت باغ وحش  روز خیلی خوبی و کلی حیوون قشنگ و با مزه دیدیم  خیلی نزاشتین ازتون عکس بگیریم همش دلتون میخواست بازی کنید و حیوونای دیگه رو ببینین این چند تا عکس رو هم به مکافات ازتون گرفتیم عکساتوم با اقا فیله عکستون با شتر جان نازنین واینم دخترای گرسنه که منتظر غذاهستن انشالله همیشه سالم و خندون باشید ​​ ...
15 دی 1396